عبد الرحمن جامي
مقدمة آشتياني 43
نقد النصوص في شرح نقش الفصوص
بايد توجه داشت كه ارباب تحقيق خود به اين مباحث توجه داشتهاند ، لذا فرمودهاند ، « لكل عين من الأعيان الخارجية عين ثابتة في العلم الإلهي هي أصل ما هو في الخارج ، و ما هو في الخارج ظل لهذا الأصل . » يعنى همان طورى كه حكماى اشراق رب النوع هر فرد مادى موجود در عالم شهادت و ماده و أجسام را اصل و متبوع و مربى افراد ماديه مىدانند و معتقدند كه افراد دايرهء ماديه بعد از نيل به مقام تكامل به اصل خود كه رب النوع است مىپيوندند ، و چه بسا بعضى از افراد انسان مثل انبياء و كمل از اولياء بعد از اتصال به رب النوع از مقام عقول عرضيه ترفع پيدا نموده و در رتبهء عقل اول قرار گيرند ، كما اينكه برخى از مشائيهء اسلام نيز معتقدند كه حضرت ختمى مرتبت و بعضى از افراد عترت او درجات بين حق و عقل عاشر را پيموده و همدوش عقل اول و متصل به حق شوند ، بعضى از نفوس كامله به مشرب عرفا چه بسا بعد از طى درجات و مراتب موجود بين عين ثابت و حقيقت اصليهء متحقق در مقام واحديت به عين ثابت خود و اصل و با آن متعهد شوند و به مرجع و غايت وجود خود كه همان اسم الله متعين به عين ثابت و مربى وجود است جذب شوند ، و بالاخره به حكم « النهايات هي الرجوع الى البدايات » به اصل خود و اسم مربى عين متصل شوند . و كمل از اولياء محمديين بالوراثة چه بسا از مقام واحديت عبور نموده و به مقام احديت كه از آن به « مقام أو أدنى » تعبير شده متصل شود و در اين هنگام متحد با اسم اعظم و اسم الله گردد ، و اعيان ثابتهء ديگر موجودات از أجزاء و ابعاض عين ثابت او ، بل كه مظهر ذات و حقيقت او محسوب شوند . و در آن مقام جميع حقايق كليه و جزئيهء موجود در علم و كليهء حقايق متحقق در عين را پرتو و شعاع و فرع و سايه و أجزاء و ابعاض حقيقت كليهء خود مشاهده نمايد . لسان اين مرتبه « آدم و من دونه تحت لوائى » مىباشد . لذا محقق قيصرى فرموده است ، « في ان العالم صورة الحقيقة الانسانية » « 1 » . و مراد او از حقيقت انسانيه عين ثابت انسان كامل محمدى است كه اصل الأصول جميع حقايق است ، و هر نبى و ولى كامل نسبت به اتباع و أشياع خود همين حكم را دارا مىباشد ، چون كمال امرى اضافى و نسبى است . و ليكن انسان كلى جبروتي كه از آن به « حقيقت انسانى » - « الحقيقة الانسانية » -
--> « 1 » . مقدمه قيصرى بر شرح فصوص ، فصل هشتم . شرح مقدمهء قيصرى ، صفحهء 425 .